محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

19

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

مردم را نيز در سبب آن اختلاف است . گروهى گويند : ملكي هست كه چون انگشت در دريا فرو كند مدّ مىشود وچون آن را بر كشد جزر مىگردد . كعب الأحبار گفته است : خضر ملكي را ديد وپرسيد جزر ومدّ از چيست ؟ ملك گفت : چون نهنگ نفس بر مىكشد ، آب به درون شش أو رود وجزر شود وچون بردمد ، آب باز گردد ومدّ شود . روايتي ديگر نيز آمده كه آن را دربارهء إقليم عراق ياد خواهم نمود . [ منجمان را نيز در آن سخنى ديگر است كه در كتاب أبو معشر منجم بلخى آمده است ] . تنگهء هرمز ودرياى هركند ( هند ) : وآن را تنگه وگودابى است كه سخت‌ترين نقطهء آن از رأس الجمجمه تا ديبل است . پس از آن دريائى است كه گودايش دانسته نيست وجزيره‌هايش بشمار نايد . پادشاهى از عرب دارد . گويند يك هزار وهفتصد « 1 » جزيره است كه پادشاهشان يك زن است . كسى كه بدانجا رفته مىگفت اين شهبانو برهنه بر تخت نشيند وتاج بر سر نهند وچهار هزار كنيز پشت سر وى برهنه ايستاده‌اند . سپس درياى هركند است وآن اقيانوس است وسرنديب در آن است كه هشتاد فرسنگ در مانندش مىباشد ، كوهى كه آدم در آن فرود آمد در آنست ورهن « 2 » نام دارد واز فاصلهء چند روز راه ديده مىشود . وبر آن جاى پائى فرو رفته هست كه پيرامن هفتاد زراع

--> ( 1 ) مسعودى شمار جزيره‌هايش 1900 وداستان شاه زن آن را نيز آورده است ( مروج الذهب 1 - 335 - 336 ) قزوينى پس از معرفى جزيرة النساء جزيرهء واق واق را ياد كرده وآن را 1600 جزيره دانسته گويد : پادشاه واق واق زن است ( آثار البلاد چ بيروت 1960 ص 33 ) . ( 2 ) رهون ( ياقوت 3 : 83 : 16 وأبو الفدا . پ : 93 و 427 ) .